کتابخانه رستا بامداد

  • ۰
  • ۰


 

دیانا قبل از خلقت همه ی موجودات توسط پدرش بدنیا امده بود در او همه چیز موجود بود .او اولین تاریکی بود و برادرش لوسیفر (اپولون ) نور بود. دیانا نسبت به برادرش تمایل خیلی زیادی داشت با خود میگفت : ارزو دارم  نور او را به تاریکی خودم برسانم ، با اشتیاق با او هم اغوشی کرد از شدت علاقه شروع به لرزش کرد و از این اشتیاق سپیده دم خلق شد .

 

اما لوسیفر(اپولون) از او فرار میکرد و به خواسته های او تمایلی نشان نمیداد او نور بخش اعظم بهشت بود و بسیار به زیبائیش مغرور بود دیانا رفت پیش پدر و مادرش که قبل از همه ی ارواح (خدایان) وجود داشتند و به انها گفت که نمیتواند بر لوسیفر غلبه کند انها او را برای شجاعتش تحسین کردند و گفتند برای اینکه رئیس الهه ها بشود اول باید به زمین فرود بیاید  و به نزد ادمیان  فانی برود

اپولون یک گربه داشت که ان را از همه ی موجودات بیشتر دوست میداشت و ان را هر شب در رختخواب خود میخوابانید این گربه یک پری بود که اپولون او را نمیشناخت موجودی بود زیباتر از همه ی موجودات دیانا خود را به شکل گربه ای در اورد و به نزد اپولون رفت و وقتی اپولون چراغها را خاموش کرد به شکل اصلی خود درامد و با اپولون همبستر شد و اینگونه دیانا مادر ارادیا شد وقتی اپولون متوجه شد که با خواهر خود هم اغوش شده است بسیار عصبانی شد اما دیانا برای او یک اهنگ بسیار زیبا خواند و اپولون را در عشق مغلوب کرد و ساکت شد و به خواب رفت و این اولین بار بود

 

در ان زمان بر روی زمین جادو گران و پری ها الف ها و گابلینها که  در جنگلها و بیابانها زندگی میکردند بودند  او با فروتنی به نزد انها رفت اشتیاق به جادوگری و قدرتمند شدن و عظمت چیزی نبود که او بتواند پنهان کند بنابراین در جلسه ای که همه ی جادوگران و پری ها وجود داشتند اعلام کرد میخواهد اسمان بهشت و زمین را نورانی کند جادوگران گفتند : اگر کسی بتواند چنین کار عجیب وغریبی انجام بدهد و از چنین قدرتی برخوردار باشد ما او را به عنوان ملکه خود انخاب خواهیم کرد

دیانا یک تکه از شکمبه ی گاو را جدا کرد و در ان سکه هایی که جادوگران از ان برای معامله استفاده میکردند قرار داد بعد تکه ای از زمین رد پای مردان را جدا کرد و همه را در شکمبه گذاشت بعد معجزه ای رخ داد زمین که در شکمبه قرار گرفته بود به سمت بهشت در اسمان رفت بعد شکمبه ترکید و سه روز باران شدیدی میامد و سکه ها به ستاره ها تبدیل شدند دیانا ملکه ی جادوگران و ستاره ها ، باران و بهشت شده بود

 


  • ۹۷/۰۲/۰۶
  • رستا بامداد

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی